تلفن همراه ارسال مطلب درباره ما خبرخوان خانه
 


شماره خبر :٥٢٣٨٢٢ 

  تاریخ انتشار خبر : 1396/03/20    ا   ١٢:٤٤
 
مهاجمین امروز همان جلادهای دهه شصت هستند، جای شهید معرفی‌شان نکنند!
ابوالفضل مظاهری، دبیر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل به نمایندگی از اعضای این اتحادیه دانشجویی در دیدار امروز دانشجویان با رهبری سخنرانی کرد.


در ادامه می‌توانید متن کامل مربوط به سخنرانی این فعال دانشجویی را بخوانید.

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور رهبر عزیز انقلاب، از جانب خودم و اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور، سلام و عرض ارادت خالصانه دارم. لازم میدانم از فرصتی هم که امروز و در این جا در اختیار بنده قرار گرفته تشکر کنم. مطالبی را در چند بخش آماده کردم که ارائه خواهم کرد. امیدوارم که مفید و در شان جلسه باشد.

یک نکته کوتاه درباره اتفاقات امروز:
نسل امروز، آنان که انقلاب را ندیده اند، صدای تیراندازی امروز را خوب بشنوند!

دقیقا در خرداد سال60، سازمان مجاهدین، کل تهران را به رگبار بست. همان‌ها در سال 67 اعدام شدند. بیست سال دیگر مهاجمین امروز را به‌جای شهید معرفی نکنند، این‌ها همان جلادهای دهه شصت هستند

.

آنچه رخ داد و منجر به شهادت و زخمی شدن تنی چند از هموطنانمان شد، درک اهمیت امنیت و مبارزه با تروریست‌ها را، ملموس می‌سازد. باید به یاوه‌گویانی که مدافعان حرم را به مذاکره با داعش توصیه می‌کردند گفت: بسم الله آقایان پررو و وقیح! بفرمایید مذاکره کنید!

امروز وطن معنی غم را فهمید/ با سایه‌ی جنگ، متّهم را فهمید
از خواب پرید کشورِ من امّا/ معنای مدافع حرم را فهمید

و اما نکات اصلی ...
اخلاق، شالوده‌ی اساسی همه تصمیمات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است و متزلزل شدن پایه‌های آن، زمینه‌ساز فروپاشی جوامع و وارونه شدن نظام ارزش‌هاست. کارگزاران نظام اسلامی-بیش و پیش- از دیگران موظف به رعایت آن هستند. امروز و با گذشت بیش از 38 سال از انقلاب اسلامی، باید پرسید:آیا این مهم، محقق شده است؟

وقتی که بی‌اخلاقی، در بالاترین سطوح و در میان چهره‌های شناخته شده کشور و در حساس‌ترین تحولات سیاسی- اجتماعی، نظیر انتخابات ریاست جمهوری جاری شود، نتیجه‌ای جز بی‌اعتمادی توده های مردم نخواهد داشت.

نظامی که روی دوش مردانی چون بهشتی، آموخته بود که تشنگی قدرت باید جای خود را به شیفتگی خدمت بدهد، امروز، گرفتار سیاست‌مدارانی است، که برای رسیدن به قدرت؛ اخلاق و اِنصاف و منافع ملی را یکسره قربانی منفعت‌طلبی و قدرت‌طلبی خود می کنند.

با دروغگویی، فرار از پاسخگویی، نفرت پراکنی های غیرواقعی، مسئله‌گریزی و مسئولیت‌گریزی، فضای غبارآلودی می سازند. به نمایندگی از جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب از این آقایان سوال می پرسم: چگونه سیاست‌مدارانی که از صدقه سر جمهوری اسلامی، پست های مهم و امنیتی داشته اند و از قِبَل همین مسئولیت‌ها، خود، خانواده و هم حزبی هایشان، ثروت‌های افسانه‌ای اندوخته اند،؛ به عنوان نامزد انتخاباتی، رخت اپوزسیون به تن کرده و به جمهوری اسلامی حمله کنند؟ متاسفانه در جریان رقابت های انتخاباتی اخیر، بزرگترین قربانی «اخلاق» بود.

حضرت آیت الله خامنه ای
ما بر خلاف عده ای این بی اخلاقی را جزو طبیعت رقابت و سیاست نمی دانیم و معتقدیم چنین رویکردی از نظر اصول اسلامی مطرود است.

مایه شرمساری نیست که کاندیدای انتخابات، در جمهوری اسلامی مردم را به این باور برساند که باید از میان دوگانه دروغین بد و بدتر انتخاب کنند؟!

 یکی از واقعیت‌هایی که در فضای رقابت‌های انتخاباتی، به شدت در حال تقویت است، افزایش آرای سلبی در مقابل آرای ایجابی است.

هیاهوهای انتخاباتی دیگر تمام شده، اما آنچه در ذهن‌ها ته نشین شد، شبهات بی پاسخ از رانت‌ها و فساد‌هایی است که در مناظره‌های انتخاباتی بوجود آمده و هیچ کس در مورد آنها پاسخگو نیست!

 اینکه در رقابت‌های انتخاباتی برنامه محوری و ایده محوری، جای خود را به حواشی و مسائل فرعی می‌دهد نشان دهنده چه چیزی است؟ تا زمانی که این مدل از بی‌اخلاقی در سطح ریاست جمهوری وجود داشته باشد، نمی توان شاهد حل مشکلات اساسی کشور بود. و اما پیرامون مشکلات اساسی کشور...

مشکلات اقتصادی:
واقعیت‌های روشن اقتصادی از جمله: افزایش بیکاری، رکود سنگین در بخش‌های مولد و اشتغالزا مانند صنعت، معدن و مسکن، کاهش واردات کالاهای واسطه‌ای، افزایش واردات کالاهای مصرفی، کاهش سرمایه گذاری‌های جذب شده، افزایش ضریب جینی و اختلاف طبقاتی، کوچک‌تر شدن سفره مردم، تعطیلی کارخانجات باسابقه‌ کشور، تعدیل نیروهای هزاران واحد تولیدی، بانک‌های در آستانه ورشکستگی، افزایش تعجب‌آور بودجه جاری و در مقابل، کاهش بودجه عمرانی، تنها بخشی از مشکلات اقتصادی، در شرایط فعلی است. این در حالی است که نقدینگی کشور با افزایشی دو نیم برابری به حدود 1300 هزار میلیارد تومان رسیده است و بیم آن می رود، اقدامات لازم، برای خروج کشور از رکود حاکم، به ایجاد تورمی مشکل آفرین منجر شود.

از این مشکلات اقتصادی در حکومتی سخن می گوییم، که روی دوش مستضعفان شکل گرفته است و آرمان والای آن برقراری «عدالت اجتماعی» بوده است. اما باید سخن گفت،  باید گفت که تولید و اشتغال، قربانیِ نگاهِ ارباب رعیتی و رضاخانی معدودی زَرسالار است، که به طور سیستمی نهادهای اقتصادی را قبضه کرده اند. دیده نمی شوند اما در نهادهای انقلابی و غیرانقلابی، آنانند که تصمیم‌سازی می کنند و تولید را به ورطه نابودی کشانده‌اند.

در نگاه اینان، کارگران عزیز که موتور محرک اقتصادند، مزدور خطاب می شوند و باید دهانشان خرد شود. در نگاه اینان، سرمایه‌سالاران و رانتخواران با معوقات ده‌ها هزار میلیاردی عزیز شمرده می شوند. نتیجه همین عملکرد آن می شود که به شکل بی سابقه‌ای در حرم امام مستضعفان و پابرهنگان، شعار سرداده می شود که: زندگی کارگر روی هواست امروز!

همین اقایان تکنوکرات به گاه مواجهه با انتقادات درباره عملکردهای سوال برانگیزشان، چه می‌کنند؟ مُ